استخدام در فروتل شهر من آبپخش

200 کارتون معروف 200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
فیلم سه‌بعدی و افسانه علمی «آواتار» به 12 سال صدرنشینی «تایتانیک» پایان داد و پرفروشترین فیلم تاریخ سینما شد.
 
فیلم جدید جیمز کامرون تا پایان روز دوشنبه در سطح جهانی 859/1 میلیارد دلار فروخت و رکورد 843/1 میلیارد دلاری «تایتانیک» را جابجا کرد.
 
اکنون «آواتار» این فرصت را دارد که اولین فیلم تاریخ سینما باشد که فروش جهانی آن از مرز دو میلیارد دلار می‌‌گذرد. (فروش جهانی شامل فروش فیلم‌ها در بازار آمریکای شمالی و بازار بین‌المللی است.)
 
«آواتار» با 303/1 میلیارد دلار رکورد فروش در سطح بین‌‌المللی را در اختیار دارد. فروش این فیلم در بازار آمریکای شمالی نیز 9/554 میلیون دلار شده و هرچند هنوز به «تایتانیک» نرسیده، اما در هفته‌های بعد رکورد فیلم قبلی کامرون را می‌زند.
 
«آواتار» از شش هفته پیش اکران شده و اکنون در 122 کشور و بیش از 16 هزار سینما روی پرده است.
 
سخنگوی استودیو فاکس قرن بیستم، توزیع‌کننده «آواتار» روز سه‌شنبه در بیانیه‌ای موفقیت «آواتار» را حاصل تلاش ده‌ها هزار نفر دانست که پس از چند سال کار به تصویر جیمز کامرون از سیاره پاندورا جان بخشیدند.
 
سام ورثینگتن، سیگورنی ویور، میشل رودریگز، زو سالدانا، جووانی ریبیسی و جوئل مور در فیلم 161 دقیقه‌ای «آواتار» بازی می‌کنند.
 
داستان فیلم در سیاره‌ای بیگانه روی می‌دهد که انسان‌ها قصد چپاول منابع طبیعی آن را دارند. در این بین یک تفنگدار سابق که از کمر به پایین فلج است به کمک موجودات بیگانه می‌آید.
 
«آواتار» اولین فیلم داستانی کامرون پس از فیلم پرفروش «تایتانیک» در سال 1997 است. ایده ساخت این فیلم به سال 1995 باز می‌گردد و تلفیقی از فیلم زنده و انیمیشن کامپیوتری است. کامرون در این فیلم از نوعی تکنولوژی دیجیتال استفاده کرده که تاکنون در سینما سابقه نداشته است.
 
«آواتار» اخیرا برنده جوایز گلدن گلوب بهترین فیلم درام و بهترین کارگردان شد. کامرون کارگردان فیلم‌هایی چون «نابودگر»، «بیگانه‌ها» و «نابودگر 2: روز داوری» است.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی برای نخستین بار پس از 31 سال هویت فردی را که در پلکان هواپیمای ایرفرانس در فرودگاه مهرآباد را گرفته است فاش کرد.

سایت این مرکز گفتگویی را با این شخص فرانسوی منتشر کرده است که می خوانید:

در اوّل آبان 1388 دوستی به نام آقای میرغضنفری تلفن زد و گفت: آیا شما از مهمانداری که همراه امام در روز 12 بهمن از پله‌های هواپیما پایین می‌آیند خبر داری؟ گفتم: چطور؟ گفت: ایشان در تهران هستند و سرگردان. خیلی تعجب کردم و گفتم: مشتاقانه منتظر دیدار این عزیز و شما در مرکز اسناد انقلاب هستم. بنابراین در تاریخ 10/8/88 آقای میرغضنفری به همراه ژرژان فابین باتااوش محافظ مخصوص حضرت امام به مرکز تشریف آوردند. البته آقای باتااوش بدون لباس یونیفرم که در 12 بهمن بر تن داشت، آمده بود.

آقای باتااوش خیلی روان فارسی صحبت می‌کرد و خیلی هم پیر شده و با آن چهره معروف متفاوت است. به آقای باتااوش گفتم: چطور در ایران ماندگار شدی؟ و سپس به یاد فیلمی افتادم که چندین سال پیش آقای داود رشیدی پیرامون اقامت امام در پاریس تهیه کرده و در آن فیلم با افراد بسیاری صحبت شده بود. و گفته شد که فردی که همراه امام از پله‌های هواپیما پائین می‌آید نیز مرحوم شده است؟! «یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم.»سپس آقای باتااوش ادامه داد و گفت: 64 سال دارم و اصالتاً اهل الجزایر هستم و به فرانسه مهاجرت کردم و در یک خانواده مسیحی بزرگ شده‌ام. بعد از تحصیلات دانشگاهی جذب پلیس فرانسه شدم و به هنگام ازدواج قسمتم یک خانم ایرانی به نام «بیتا آهی» شد و ثمره این ازدواج هم دو فرزند است. یک دختر و یک پسر که الان بین آمریکا و ایران تردد می‌کنند.


ادامه مطلب ...

میزبان: شهر آبپخش

مکان: حرم شهدای گمنام

تاریخ برگزاری: دهم بهمن

این جمله با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود٬ کلمه دوم دو حرفیست٬‌ چهارم چهار حرفی... تا بیستمین کلمه بیست حرفی.

نویسنده این جمله یا مغز دستور زبان بوده یا بی کار:

I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications incomprehensibleness


ترجمه جمله :

نمیدانم این دکترهای خانواده گی این دست خطهای گیج کننده را از کجا کسب میکنند.با این حال سواد پزشکی انها غیر قابل کشف بودن این دست خط ها را جبران کرده و بر غیر قابل کشف بودن انها ( دست خط ) برتری میجوید.

روزی که از پزشک گوگل تقاضای مصاحبه کردم با مهربانی پذیرفت اما هنگام تعطیلات کریسمس بود و باید منتظر مسئولان گوگل می‌ماندیم تا اجازه مصاحبه بدهند. سر انجام اجازه دادند تا این که سوالاتم را با ایمیل فرستادم. مدت زمان زیادی طول کشید تا خانم ترانه رضوی به سوال‌ها جواب داد. او در پاسخ نوشته بود:â€‌ من در روز ۱۴ ساعت کار می‌کنم و این ماه آخر بیشتر از حد معمول بود.

برای ما که از دور چیزهایی راجع به گوگل شنیده‌ایم شاید ۱۴ ساعت کار مفید کمی عجیب به نظر برسد. شاید هم رسانه‌ها بیش از حد در مورد راحتی کارکنان گوگل مبالغه می‌کنند. تصور ما از کار کردن در گوگل لم دادن بر روی کاناپه‌های نرم، بازی در مجموعه ‌ورزشی گوگل، دریافت سهام گوگل و داشتن یک قطعه زمین در جزیره‌ای است که می‌گویند گوگل همه آن را خریده است.
اما در گوگل در مقابل کار زیاد، رفاه و تفریح هم وجود دارد. گوگل به کارمندانش هم امکانات می‌دهد و هم به درستی از آنها استفاده می‌کند. خانم ترانه رضوی پزشک گوگل است. این اولین مصاحبه‌ای است که یک رسانه داخلی با پزشک گوگل ترتیب داده است. با پزشک گوگل بیش از آنکه در مورد فناوری گفتگو کنیم در مورد امکانات داخلی گوگل صحبت کرده‌ایم.

دکتر رضوی در مورد آغاز به کار خود در گوگل می‌گوید:
چهار سال پیش، زمانی‌که گوگل هنوز شرکت نام‌دار و بزرگی نبود، بنیان‌گذارش، â€‌لری“ و â€‌سرگی“ تصمیم گرفتند که برای کارکنانشان به غیر از کارهای شرکتی، خدمات دیگری آماده کنند. این دو شخص واقعاً ایده‌های جالبی دارند. به‌طور مثال این فکر رو داشتند که یک پزشک به‌طور مداوم در شرکت باشد و سلامت کارکنان رو زیر نظر بگیرد. من جذب ایده‌های این دو شخص شدم و تصمیم گرفتم به‌صورت موقتی در این شرکت کار کنم. وقتی کارم را در این شرکت شروع کردم، به‌خاطر فضای کوچک شرکت، مطب من در یک کمد بود! اما از ابتدا دیدم که کارم می‌تواند خیلی مفید باشد. کسانی که با کامپیوتر کار می‌کنند، معمولاً ناراحتی‌هائی مثل دست، شانه و مچ پیدا می‌کنند و خیلی مهم است که از لحاظ فیزیولوژی کامپیوتر درست روی میز قرار بگیرد و فاصله مناسبی هم با شخص داشته باشد. مخصوصاً برای کسانی که در روز ۱۲ تا ۱۳ ساعت با کامپیوتر کار می‌کنند. البته ما بعد از یک مدت توانستیم این مشکل رو در شرکت گوگل حل کنیم.جوانان حدود ۲۰ ساله معمولاً دکتر نمی‌روند. اما چون من اون‌جا بودم و دیدن من هم براشون راحت بود، می‌آمدند و من اونها رو معاینه می‌کردم. حتی بعضی‌هاشون یک‌سری ناراحتی داشتند که شاید با نرفتن دکتر تا چندین سال تشخیص داده نمی‌شد.

چه‌چیزی درباره سوال‌ها برای شما جالبه؟

دکتر ترانه رضوی: این‌که کارکنان گوگل خیلی دقیق هستند و در زمان شنیدن بیماری و یا علت اون‌ها، باید باهاشون چونه زد! از این نظر که سئوالی می‌پرسند، جواب ساده‌ای رو قبول نمی‌کنند و اکثراً دلیل، سند و حتی انتشارهای تحقیقی می‌خواهند!

روی هم رفته آیا کارکنان گوگل سالم و سلامتند؟

دکتر ترانه رضوی: بله. البته سن‌های کامندان گوگل اکثراً بین ۲۰ تا ۳۰ سال هست. ولی باید همیشه به این‌ها یادآوری کنم. چون اکثراً غرق در کار می‌شن و چیزهای دیگه رو فراموش می‌کنند.


توصیه شما به‌عنوان یک دکتر، به این نوع افراد که ساعت‌ها پشت کامپیوتر می‌نشینند چیه؟

دکتر ترانه رضوی: این روزها مردم خیلی بیشتر از اون چیزی که باید بر روی خوشون فشار میارن و من باید بگم که نگران همه هستم. آموزش بهداشتی باید از اول کار شروع بشه. چیزهای ساده مثل تغذیه و ورزش. اما برای کسانی که با کامپیوتر کار می‌کنند، توصیه من اینه که هر یک ساعت، از پشت کامپیوتر بلند بشوند و دست و پاهاشون رو دراز بکنند و دو دقیقه نفس عمیق بکشند. توصیه دیگه از لحاظ ورزشی اینه که حداقل در روز شش هزار قدم و در حالت ایده‌آل ده هزار قدم راه بروند! و در آخر این‌که در روز حداقل بین پنج تا شش برش میوه یا سبزیجات بخورند. چون میوه و سبزیجات معمولاً جزو تغذیه این افراد نیست.

چگونه وارد گوگل شدید؟ این شرکت در انتخاب کارمندانش بسیار سخت گیر است؟

دکتر ترانه رضوی: بله بسیار سخت می گیرند. در سال یک میلیون تقاضا برای کار در شرکت گوگل وجود دارد که باید از چند آزمون عبور کنند و از این تعداد متقاضی فقط تعداد اندکی استخدام می‌شوند. اما از من برای کار در گوگل دعوت شد و برای من بسیار راحت بود.

کار شما در شرکت گوگل دقیقا چیست؟

دکتر ترانه رضوی: بسیاری از کسانی که در گوگل کار می‌کنند به علت کار زیاد با رایانه ممکن است دچار مشکلات مختلفی شوند، آنها بدون آنکه بدانند مثلا ممکن است بعضی اوقات فشار خونشان بالا برود، بنابراین به جای اینکه بیرون از شرکت به یک مطب بروند، به من مراجعه می‌کنند. یکی دیگر از مسئولیت‌های من نظارت بر تغذیه کارمندان است. در گوگل چند آشپز حرفه‌ای وجود دارد. کافی‌شاپ‌های متعددی هم داخل شرکت وجود دارد. همه آنها روی غذای سالم با افزودنی‌های کمتر و نمک کمتر تمرکز دارند. یک متخصص تغذیه هم وجود دارد که با او گاهی فهرست منوها را بررسی می‌کنیم. فکر می‌کنم که کار زیاد برای سلامتی زیان‌آور است و باعث زندگی بی‌تحرک می‌شود، بنابراین من اینجا هستم تا اقدامات پیشگیرانه را انجام دهم.


ظاهرا شما و آقای امیدکردستانی ازمعدود ایرانیانی هستید که برای گوگل کار می کنید.

دکتر ترانه رضوی: خیر من شاید هفتمین یا هشتمین ایرانی باشم که در شرکت گوگل کار می‌کنم.

دو سال پیش خبری راجع به خریداری یک جزیره برای کارمندان منتشر شد آیا شما به این جزیره

رفته اید؟


دکتر ترانه رضوی: تا جایی که من می دانم چنین چیزی وجود ندارد.

کسانی که با رایانه کار می کنند چه مسائلی را باید رعایت کنند تا از بیماری‌ها جلوگیری کنند؟

دکتر ترانه رضوی: از همه لحاظ باید مواظب باشند چون خیلی سخت کار می‌کنند و ساعت‌ها پشت رایانه نشسته‌اند. از تعذیه و ورزش مناسب گرفته تا مسائلی که بر اثر کار زیاد با رایانه به وجود می‌آید واز همچنین فشار روحی و فشارخون که تبعات استفاده زیاد از رایانه است..

درباره وبلاگ‌نویسی خودتان بگویید که چه زمانی شروع کردید و چرا؟

دکتر ترانه رضوی: راستش از گوگل ممنون هستم که مرا با وبلاگ به هموطنانم متصل کرد. مثل این است که یک آرزو برای من برآورده باشد. روزانه نامه‌های محبت آمیز از طرف ایرانیان دریافت می‌کنم که مدیون کار کردن در گوگل هستم.

شنیده شده که آقای سرگئی برین به شما گفته اند که وبلاگ بنویسید؟

دکتر ترانه رضوی: بله به من توصیه کردند که وبلاگ بنویسم. چون با ایمیل برای کارکنان مطالب پزشکی می‌فرستادم و آنها گفتند که این مطالب خیلی مفید هستند. پس چرا کسانی که خارج از شرکت شرکت هستند از آن استفاده نکنند. در ابتدا نوشته‌هایم در وبلاگ اصلی رسمی گوگل، منتشر می‌شد ولی من شروع به نوشتن پست‌های بیشتری کردم و وبلاگم را تحت نام خودم شروع کردم.

آیا تا به حال مدیران گوگل در مورد وبلاگستان فارسی وگسترش اینترنت در ایران به شما

نکته‌ای گفته اند؟


دکتر ترانه رضوی: در مورد این نکته اجازه ندارم که جواب بدهم اما می‌توانم بگویم که در صحبت‌هایی که پیش آمده فکر می‌کنند که مردم ایران در استفاده از اینترنت بسیار باهوش هستند.باید بگویم که این باعث افتخارم هست که اینها را می‌شنوم.

موتور جستجوی گوگل محبوبترین موتور جستجوی ایرانیان است. فکر می‌کنید دلیلش چیست؟

در آمریکا هم محبوبترین موتور جستجو گوگل است که فکر می کنم به خاطر کارایی بالای آن باشد

در 120 سال پیش 16 آوریل سال 1889 میلادی "چالز اسپنسر چاپلین" معروف به چارلی چاپلین نابغه عالم سینما درشهرلندن به دنیاآمد.
چارلی در 5 سالگی برصحنه تئاتر ظاهرشد و به سرعت شهرت یافت. چاپلین درسال1952میلادی فیلم "لایم لایت" را کارگردانی کرد و بعد ازآن به جهانگردی پرداخت.
دولت اِمریکا چارلی را به سبب همدردی با فقرا و محرومان جامعه در این کشور با محدودیتهایی مواجه ساخت؛ اما او هیچ گاه به بی بند و باریهای سینمای آمریکا آلوده نشد. فیلمهای چاپلین مضمونی از هزل آمیخته با اندوه و انتقادات جسورانه و عشق به انسانیت است و مشهورترین آنها جویندگان طلا، زندگی سگی و دیکتاتوربزرگ هستند در حال حاضر کمتر کسی در کره خاکی یافت می شود که نام این هنرمند بی مثال سینما را نشنیده باشد

داستان من از زمان تولّدم شروع می‎شود.
تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچگاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم.
روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم.
مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت
و گفت،:"فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم." و این اوّلین دروغی بود که به من گفت.

زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام می‎کرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی که در کنار منزلمان بود می‏رفت.
مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم. یک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهی صید کند. به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و دو ماهی را جلوی من گذاشت.

ادامه مطلب ...

راز مرگ اولین انسانی که به فضا سفر کرد یک کمیسیون مستقل روس پس از گذشت 40 سال از مرگ یوری گاگارین سرانجام موفق شد راز مرگ اولین انسانی را که از مرزهای اتمسفر زمین گذشت کشف کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، یوری گاگارین در مارس 1968 در اثر یک سانحه هوایی

یک کمیسیون مستقل روس پس از گذشت 40 سال از مرگ یوری گاگارین سرانجام موفق شد راز مرگ اولین انسانی را که از مرزهای اتمسفر زمین گذشت کشف کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، یوری گاگارین در مارس 1968 در اثر یک سانحه هوایی در مدت یک پرواز روتین آزمایشی در سن 34 سالگی درگذشت.
وی در این پرواز آزمایشی سوار یک شکاری Mig-15 بود و در ارتفاع سه هزار متری پرواز می کرد. این هواپیما پس از سقوط در جنگلهای اطراف محل پرواز سقوط کرد و به همراه گاگارین کمک خلبان نیز کشته شد.

اکنون پس از گذشت بیش از 40 سال از آن سانحه یک کمیسیون مستقل به سرپرستی "ایگور کنزنتسوف" سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی شوروی سابق پس از 9 سال تحقیقات گسترده موفق به کشف دلایل این سقوط شد.

نتایج تحقیقات این کمیسیون نشان می دهد که علت سقوط این هواپیما ورود هوا به داخل کابین خلبان بوده است.

براساس گزارش تلگراف، زمانی که گاگارین متوجه ورود هوا به کابین شد سعی کرد به همراه کمک خلبان ولادیمیر سریوگین ارتفاع خود را کاهش دهد اما این کاهش ارتفاع به دلیل هوای داخل هواپیما با سرعت بسیار بالایی انجام شد و به این ترتیب هواپیمای جنگی Mig-15 در نزدیکی جنگل سقوط کرد.

یوری گاگارین در سال 1961 در حالی که تنها 27 سال داشت به عنوان اولین انسانی که به فضا سفر کرد معرفی شد.

س از کش و قوس‌های فراوان و اداره‌شدن چندین ماهه بخشداری آبپخش توسط  سرپرست ، بالاخره بخشدار آبپخش تعیین شد.
به گزارش ارم نیوز به نقل از سایت خبری ابپخش آقای غلامرضا وفائی که نام وی از همان ابتدای استقرار بخشداری در آبپخش برای تصدی پست بخشداری آبپخش مطرح شده بود به عنوان بخشدار آبپخش تعیین و مراسم معارفه وی ، شنبه 88/10/12 برگزار خواهد شد.

 
در حالی که حدود شش ماه از استقرار بخشداری در آبپخش می گذرد ، آبپخش هیچ تغییری نسبت به زمان قبل از استقرار بخشداری نداشته است که علت آن شاید نبود یک بخشدار بومی و تمام وقت در مسند آن باشد.

لازم به ذکر است آقای غلامرضا وفائی از فرهنگیان آبپخش است و چندین سال سابقه مدیریت مدارس در مقاطع مختلف را در کارنامه خود دارد . وی یکی از فعال‌ترین افراد در استقرار بخشداری آبپخش بوده و تلاشهای بسیار زیادی را در این راستا انجام داده‌اند
با توجه به سوابق درخشان مدیریتی وی ، امید است هر چه زودتر شاهد تغییرات علی الخصوص استقرار ادارات در  آبپخش که مهمترین کار بخشداری است باشیم.

امروز با آمدن باران شهر آبپخش خیلی زیبا و قشنگ شده است. هوای شهر پاک و تمیز است ولی خیابانها و کوچه‌های نشانگر بی‌تجربگی و فاقد تخصص بودن به اصطلاح مهندسان شهرداری آبپخش است.
الان چندین سال از تاسیس شهرداری می‌گذرد اگر هر ماه هم یک خیابان را آسفالت کرده بودند تا حالا کوچه‌ها و خیابانها آسفالت صحیح و اصولی شده بود. خیابان اصلی و ورودی شهر آبپخش که نماد شهر آبپخش می‌باشد بسیار بد و زننده و پر از آب باران نمای شهر را در منظر مسافران و رهگذران خیلی ناجور جلوه می‌کند و این هم به خاطر ناکارآمدی شهرداری آبپخش است و بس.
حالا کی و چه کسی باید از شهرداری آبپخش و مسئولین این اهمال‌کاریها سوال کند خدا می‌داند و بس.
تا کی ما باید شاهد هدر رفتن بیت‌المال توسط شهرداری آبپخش باشیم؟؟